عبد الحي حبيبى

8

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

موجود بودند ، كه هيون تسنگ پيروان آنها را در نقاط مختلف مملكت نشان ميدهد . كتب معروف و مروج بودايى وينايا ( ليو ) و خطابها ( لون ) و سوستراها ( كنگ ) بوده و محصلين و آموزندگان اين كتب شش مرتبه داشتند ، كه داراى امتيازات داشتن ملازمان و عرادهء فيل و خانه و غيره بوده‌اند ، و كسى كه همين شش مرتبه را طى ميكرد ، بمقام تدريس و آموزگارى ميرسيد - و بسوارى فيل مزين به جواهر گرانبها به معابد ميرفت ، و چنين شخص بايد داراى طلاقت لسان و منطق صحيح و تحقيق و نفوذ كلام مىبود ، و الا اگر كسى مدعى اين مقام شدى و داراى چنين صفات نه بودى او را با علايم مخصوص بنام نالايق در گوشه‌يى جاى ميدادند ، و روى و بدنش را با خاك و گل مىآلودند ، و نيز اگر كسى از مقام آموزگارى و حيات مذهبى نكول ميكرد ، و به عيش و نوش ميپرداخت ، او را براى ابد از حلقه‌هاى روحانى تبعيد ميكردند . استادان علوم دينى در نزد حكمرانان اعتبار زيادى داشتند ، و مردم به آيين بودا و مذاهب مروجهء آن عقيدتمند بودند ، ولى بقول هيون تسنگ چون از زمان حيات بودا مدت مديدى گذشته بود ، دستخوش تغيير گرديده و بدعاتى در آن روى داده بود . « 1 » در جامعهء آنوقت مانند آريائيان هندى ديگر ، چهار طبقه مردم بنام برهمن ( پو - لو - مين يعنى روحانيون ) و كشتريه ( تسا - تى - لى يعنى حكمرانان نظامى ) و ويسيا ( فاى - شى - لى يعنى بازرگانان و كسبه ) و سودرا ( شو - تو - لو يعنى ناملموس ) زندگى ميكردند و طبقات بالا با طبقات پائين ازدواج و آميزش نداشتند . شاهى و حكمرانى و لشكركشى با طبقه كشتريه بود ، و ازين طبقه عساكر مملكت انتخاب ميشدند ، كه چهار صنف داشتند پياده - سوار - عراده‌دار - فيل‌دار ، و افسران آن در عراده‌هاى چهار اسپى با يك دستهء محافظين حركت ميكردند ، و اسلحهء ايشان هم نيزه ، سپر ، شمشير ، تير و كمان ، خنجر ، تبر ، نيزهء دراز - تبرزين ، ژوبين و اقسام فلاخن بود .

--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم مبحث 9 - 10